براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر بايد اصولي را رعايت كند. شما خانم محترم در صورتي كه اين اصول را رعايت كنيد ، همسر شما شيفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت . هرگز فراموش نكنيد يك پر را نمي توان با فشار و قدرت به جايي پرتاب كرد ولي همين پر را مي توان با جريان ساده هوا به هر جايي فرستاد .
?- دركليه موارد معيشت اعم از تملك ودرآمد وغيره ازكلمه ما استفاده نماييد نه من وتو ؛ فراموش نكنيد كه اكنون زندگي مشترك شروع شده ديگرمن وتومطرح نيست.
?- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازي واصرار نكنيد.
?- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقير نكنيد. ازتعريف و تمجيد بستگان خود درمقابل آنان پرهيز نماييد.
?- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهيزيد.
?- چنانچه كمكهائي ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نكشيد.
?- با دوستان وآشنايان شوهرتان درمعاشرتها بيش ازحد معمول گرم نگيريد.
?- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نكنيد.
? - دررفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پيشقدم باشيد.
?- به بستگان نزديك شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.
??- زحماتي كه براي پذيرايي خويشاوندان شوهر خود متحمل مي شويد به رخ شوهر خود نكشيد.
??- چنانچه در آمدي داريد و براي زندگي هزينه ميكنيد آن را بازگو نكنيد.
??- از مردان ديگر نزد شوهرتان تمجيد نكنيد. هيچ مردي را به رخ شوهرتان نكشيد و ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد.
??- براي انجام درخواستهاي خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننماييد.
??- براي برآوردن نيازمنديهاي خود از نظر مادي و غير مادي امكانات شوهر خود را در نظر بگيريد و او را تحت فشار نگذاريد .
??- خود را براي شوهرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس خود را در مقابل وي بپوشيد.
??- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال كنيد.
??- پس از مراجعت شوهر خود به خانه كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد ودر حضور او بنشينيد و با سخنان خوشايند و با گرمي با او خداحافظي كنيد.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 11:31  توسط mahmoudi
|
به سلامتی ... کسی که وقتی بردم
گفت: اون رفیـــــــــــــــــق منه
وقتی باختم گفت: من رفیـــــــــــــــقتم.
به سلامتی ... اون بچهای که شیمی درمانی کرده همه ی موهاش ریخته،
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس ؟
باباش میگه قربونت برم ازهمه اونا تو خوش تیپ تری.
به سلامتی ... اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن ومیدونن
تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند، کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند.
به سلامتی ... مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه.
به سلامتی ... اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست.
به سلامتی ... مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد،
اولین کسی که از اون غذا دوست نداره خودشه.
به سلامتی ... اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتن،
وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن.
به سلامتی ... مادر که بخاطر ما هيكلش به هم خورد.
بخاطراو که خط عینکش را با عینک عوض کرد.
بخاطراو که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار ما عوض کرد.
پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد.
بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد.
به سلامتی ... کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت: پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن.
به سلامتی ... اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه ترکمون کنن، درکمون میکنن.
به سلامتی ... همه باباهایی که رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه.
به سلامتی ... اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه،
چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه.
به سلامتی ... همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه.
به سلامتی ...اونایی که درد و دل همه رو گوش میدن،
اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن.
به سلامتی ... اون قدیما وقتی بچه بودیم غم بود، ولی کم بود.
به سلامتی ... اونايی که بی کسن ولی ناکس نیستن.
به سلامتی ... بچه های قدیم كه با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن
تا شبیه باباهاشون بشن، نه بچه های امروز که ابروهاشونو برمیدارن
تا شبیه مادراشون بشن.
به سلامتی ... بیل که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاق تر میشه.
به سلامتی ... حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن،
ولی هم دیگه رو ول نمیکنن.
به سلامتي ... همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و
نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 10:8  توسط mahmoudi
|
از گلویت پایین میرود ؟
دلی که برده ای را میگویم
می دا نستم از همان اول ... که ریگی به چشمهایت است !!!
دلم را چشمهایت برد ......!
و از نگاهت ان قدر قند در دلم اب شد
که میترسم شیرینی اش دلت را بزند .....
دلی که با چشم هایت دزدیده ای
از گلویت پایین میرود؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 16:52  توسط mahmoudi
|
دل م را پشت پایت پاشیدم تا زود برگردی........
ان روز هزار بار شب شد و نیامدی
شاید !!!!
شاید پشت سرت را ندیده ای
اه......
کاش ان روز دلم را جلوی پایت پاشیده بودم ......
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 16:51  توسط mahmoudi
|
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ،
تنها یــــک کلمه است
"میگذرد"
ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 16:48  توسط mahmoudi
|
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:31  توسط mahmoudi
|
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:24  توسط mahmoudi
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 10:53  توسط mahmoudi
|

One song can spark
a moment
یک آهنگ می
تواند لحظه ای جدید را بسازد
One flower can wake the
dream
یك گل میتواند بهار را
بیاورد
One tree can start a
forest
یك درخت می تواند آغاز یك
جنگل باشد
One bird can herald spring
یك پرنده می تواند نوید بخش
بهار باشد
One smile begins a
friendship
یك لبخند میتواند سرآغاز یك
دوستی باشد
One handclasp lifts a soul
یك دست دادن روح انسان را
بزرگ میكند
One star can guide a ship at sea
یك ستاره میتواند كشتی را
در دریا راهنمایی كند
One word can frame the
goal
یك سخن می تواند چارچوب هدف
را مشخص كند
One vote can change a
nation
یك رای میتواند سرنوشت یك
ملت را عوض كنند
One sunbeam lights a room
یك پرتو كوچك آفتاب میتواند
اتاقی را روشن كند
One candle wipes out
darkness
یك شمع میتواند تاریكی را
از میان ببرد
One laugh will conquer
gloom
یك خنده میتواند افسردگی را
محو كند
One hope will raise our
spirits
یك امید روحیه را بالا می
برد
One touch can show you
care
یك دست دادن نگرانی شما را
مشخص میكند
One voice can speak with
wisdom
یك سخن میتواند دانش شما را
افزایش دهد
One heart can know what's
true
یك قلب میتواند حقیقت را
تشخیص دهد
One life can make a
difference
یك زندگی میتواند متفاوت
باشد
You see, it's up to you
شما
می بینید پس تصمیم با
شماست
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 10:10  توسط mahmoudi
|

شبانگاهان که خورشید رخ در نقاب غروب می
کشد و تاریکی دامن می گسترد، مرگ رنگ فرا می رسد، رنگ ها که در روز
تمام چشم را پر می کردند و دیدن ورای آن را مانع می شدند، با رفتن
خورشید، رخت بربسته، دیدن بی واسطه را ارزانی می دارند. رنگ ها خود
پوشاننده حقایقند. ولی تاریکی درغیاب رنگ، اسرار را هویدا می سازد
البته نه برای همگان که برای خاصان. شب قدر که شاه شب همه ایام است
رستن از تمام رنگ ها و وابستگی ها و پیو ستن به حقیقت و بی رنگی
است. " شب است خلوت توحید و روز شرک وعدد "
لیلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر،
تقدیر و اندازهگیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یكسال را یعنى
از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مىنماید، زندگى و مرگ، رزق،
سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مىسازد.

ندایی در وادی شب قدر
ما قرآن را، در شب قدر، فرو فرستادیم.
تو شب قدر را چگونه شبی میدانی؟
شب قدر، از هزار ماه بهتر است.
در آن شب فرشتگان و روح (جبرئیل)، به اذن خدا، همه فرمانها و
سرنوشتها را فرود میآورند.
آن شب، تا سپیده دمان، همه، سلام است و سلامت.
آیا كدامین شب؟ این امر بزرگ چیست؟ و این شب كدام است؟
آن شب فرخنده، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب كه از هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، كه فرشتگان فرود میآیند، و روح (جبرئیل) نیز فرود میآید،
كدامین است؟
آن شب، كه فرمانها و تقدیرها را به زمین میآورند، و بر طبق حكمت
بر مینهند، و معین میدارند؟
آن شب، كه تا سپیده دمان، همه لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت
است و سلامت، و ایمنی است و فرخندگی؟
این واقعیت بزرگ، كه با "فعل مضارع" بیان شده است، و استمرار را میرساند
چیست: "تنزل الملائكة و الروح …" فرشتگان و روح، همی فرود آیند، و
همی فرود آیند، به كجا؟
آری، فرشتگان و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پیوسته فرود
آیند، و به "اذن خدا"، هر "امری" و "تقدیری" را فرود آورند… این
امر چگونه است؟ این فرشتگان نزد چه كسی میروند، و فرمانها و
تقدیرها را به چه كسی میسپارند؟ آنجا كه روح بزرگ فرود میآید
كجاست؟ و آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مركز ناموس، كه "كل امر"،
به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده میشود، كدام آستان است؟
در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در كدام سرمنزل قدس، و مهبط
مطهر است؟

شب قدر است و طی شد نامه هجر
آن شب، كه باید شكوائیه هجران را در
نوردید، و به امید وصل و دیدار بیدار نشست، و از جام طهور "سلام"،
تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟ از ابوذر غفاری روایت است
كه گفت: به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان،
در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از
جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست (پیامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر،
تا قیام قیامت هست."
آن شب، كه شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب
وصل" مینامد، و نامه هجران را، در آن شب، طی شده و پایان یافته میخواند،
كدام شب نورانی و دل افروز است؟ شبی كه باید در عاشقی ثابت قدم بود،
در طلب كوشید، و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت، و به نیایش
پرداخت، و كار خیر كرد، و صالحات به جا آورد، و به نیازمندان رسید،
و دانایی طلبید، و مذاكره علم كرد؟ شبی كه در آن، كاری بیاجر
نخواهد ماند؟ شبی كه باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار
آواره از دیار، و پنهان رخسار، با دردمندیهای عاشقانه نالید، و
دیدار روی او را از خدای طلبید؟ … كدام شب عزیز است؟
شب وصل است و
طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک میبینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر
وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر

خداوندا در
این شب های قدر، منزلتی بما عطا كن
تا توفیق استجابت دعا و آمرزش گناهان از ما دریغ نگردد.
بی تردید، دانستن، فهمیدن، ایمان آوردن، چشم جان گشودن
و دل به این شبها سپردن، خود از همان توفیقات است.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 10:51  توسط mahmoudi
|